الشيخ علي المشكيني

34

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)

ابرام است - اصول دين خوانند و مجموعه ابحاث مربوط به آن را علم كلام نامند ؛ چه آن كه در آن علم گفت و گو از مبدأ و معاد و ديگر امور اعتقادى مىشود . اما اخلاق ، عبارت است از صفات روحى و ملكات نفسانى يعنى رنگ‌هاى ثابت روان و الوان مختلف روح و جان - كه رنگ‌آميزى نفس با آنها محتاج به مجاهده و كوشش است - به آسانى تحقق نپذيرد و به راحتى نيز زوال و انعدام نيابد . مطلبى است مبرهن كه اتصاف نفوس انسانى به اخلاق و صفات ، خواه نيكو و فضايل باشد و خواه زشت و رذايل ، گاهى به طور طبيعى و اجبارى و داخل خميره و عجين با ذات است ؛ چه اين خميرمايه را دست مشيت الهى مخلوط كرده يا علل و عوامل غير آن . و ديگر گاه ، كسبى و تحصيلى است كه خود يافته و خود در بر كرده است . اين صفات را ملكات و اخلاق نامند و مجموعه ابحاث مربوط به اين قسمت را - كه صحبت از عوامل و اسباب پيدايش يا كيفيت فرا گرفتن آن مىكند يا گفت و گو از آثار و خواص و بازده آن دارد - علم اخلاق خوانند ؛ چه آن كه در آن بحث از عوارض نفس و صفات نيكو و يا زشت روانى مىشود . و اگر روانكاوان دينى و علماى اخلاق در كتاب‌هاى مربوطه صحبت از كردار نيك يا اعمال بد داشته‌اند ، نظير نماز و روزه و ساير عبادات يا دروغ و ظلم و ديگر گناهان كبيره و صغيره ، از اين نظر بوده كه بيان كنند تكرار و مداومت بر عمل نيك توليد صفت نيك ، و عادت به كردار زشت تأثير در صفت بد خواهد داشت . پس بحث از علل و عوامل موضوع بوده است . و اما اعمال ، عبارت از حركات و سكناتى است كه بر حسب ارادهء انسان عاقل از وى سر مىزند ، احكام و قوانين عارض آن را فروع دين خوانند و ابحاث مربوط به آن را علم فقه نامند ؛ چه آن كه فقه ، در اصطلاح دينى ، عبارت است از يافتن احكام عمل و استخراج برنامه‌هاى مذهبى آن از منابع مربوطه و مدارك تعيين شده . پس بدين نتيجه رسيديم كه عمدهء علوم ، با حفظ ترتيب از نظر اهميت و لزوم عبارت است از علم كلام ، علم اخلاق ، و علم فقه .